شعری از شاملو

 

 شاملو:

از نگفته ها، از نسروده ها پرم،
از اندیشه های نا شناخته و
از اشعاری که بدان ها نیاندیشیده ام.

عقده اشک من درد پری، درد سرشاری است.
و باقی نا گفته ها سکوت نیست، ناله ای است.

اکنون زمان گریستن است، اگر تنها بتوان گریست،
یا به رازداری دامان تو اعتمادی اگر بتوان داشت،
یا دست کم به درها - که در آنها احتمال گشودنی هست به روی نابکاران.

با این همه به زندان من بیا که تنها دریچه اش به حیاط دیوانه خانه می گشاید.

امّا چگونه، به راستی چگونه
در قعر شبی اینچنین بی ستاره،
زندانی مرا - بی سرود و صدا مانده - باز توانی شناخت؟!

______________________________________

به امید سالی خوش.نوروزتان به شادمانی

 

 

/ 3 نظر / 13 بازدید
یکی از بیماران شما

انیشتین, نیوتن , دکتر حسابی , من و دیگر دانشمندان سال خوب و خوشی برای شما آرزو میکنیم سلام آقای دکتر امیدوارم سال خوبی داشته باشید و شادو موفق باشید بابت لطفهایی که در حق ما میکنید واقعا ممنون

تت

سردار

بهترین حال رو در هر لحظه سال جدید برایتان آرزو میکنم [گل]