دانش پزشکی

پزشکی و اجتماعی

 
ساعت ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۸/۱۸  کلمات کلیدی:

کار برای دیگران:

شخصی از خدا خواست که به او نشان دهد جهنم وبهشت چگونه اند .خداوند دستور داد جهنم را به او نشان دهند .اورا به اتاقی بردند که در ان عده ای دور یک دیگ بزرگ نشسته بودند

همه ی انها درمانده و مایوس و گرسنه بودند .هریک از انها قاشق بلندی را داخل دیگ می کرد ولی از انجا که دسته قاشق بلندتر از دست او بود نمی توانست غذارادر دهان خود بگذارد . وضع این ادمها که بالای دیگی پر از غذا داشتند از گرسنگی می مردند رقت باربود .

سپس خداوند دستور داد بهشت را به او نشان دهند .این بار اورا به اتاقی بردند که با اتاق اولی کمترین فرقی نداشت اما در اینجا ادمهایی که دور دیگ جمع شده بودندبه دهان یکدیگر غذا مگذاشتند و بسیار خوشنود بودند . ان شخص پرسید سر در نمی اورم چرا اینها اینقدر سعادتمندند وانها انقدر بدبخت . شرایطشان که با هم کمترین فرقی ندارد . جواب شنید چرا یک فرق غمده دارند : گروه دوم یاد گرفته اند به یکدیگر غذا بدهند.